تبلیغات
khaterat - داستان خیلی قشنگ
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ستاره جوون
نویسندگان
نظرسنجی
تیم محبوب شما؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
khaterat
شنبه 1 تیر 1392 :: نویسنده : ستاره جوون       

داماد به شکل ناگهانی مهمانان را غافلگیر کرد
در حالیکه میکروفن رو بدست گرفته بود و میگفت : چه کسی حاضره مادرم رو بخره و 3بار این جمله رو تکرار کرد

جزئیات این داستان بر میگرده به شب عروسی زمانیکه عروس و داماد در کنار هم نشسته بودند ، عروس در گوش داماد گفت : مادرت رو از روی سکو بفرست پایین ؛ خوشم نمیاد ....

و داماد میکروفن رو برداشت و گفت " چه کسی مادرم رو میخره ؟"

حاضرین از این رفتارش بشدت تعجب کردند و همگی سکوت اختیار کردند

در این هنگام داماد انگشتر رو پرت کرد و گفت : "من مادرم را خواهم خرید "
و رو به عروس کرد و طلاقش رو اعلام کرد،مادرش رو برداشت و از سالن خارج شد

و بعد از پخش شدن داستان ماجرا در منطقه مردی آمد و به پسر جوان گفت " شوهری بهتر از تو برای دخترم نخواهم یافت " و دخترش را به همسری او در آورد ....


«امـّــــــك ثم امــّـــك ثم امـــّــــــك»

بیاد آور که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد کسی که بیشترین حق را بر گردن دارد فرمودند : اول حق مادرت را ادا کن سپس حق مادرت و باز هم حق مادرت و سپس پدرت





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان قشنگ،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:38 ق.ظ
Hello to every one, as I am in fact keen of reading this webpage's post to be updated daily.

It contains good material.
شنبه 14 مرداد 1396 05:42 ق.ظ
I take pleasure in, lead to I found exactly what I used to be taking
a look for. You have ended my four day lengthy hunt! God Bless you
man. Have a nice day. Bye
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر